ناتور دشت

خرید بک لینک
دست هایش را دور بازوهای لاغر و خواستنی اش حلقه کرد. روی نیمکت همیشگی نشسته بودیم. هوای آخر تابستان کمی سوز داشت. گفت، هوای آخر تابستون دیونه است. تا چند روز پیش گرم بود ها. الان ببین... نفس عمیقی کشید. ها کرد توی هوا؛ و در انتها اخم های خواستنی اش را تحویلم داد. فکر کنم توقع داشت بخار از دهانش بیرون بیاید. که نیامد. خب معلوم است. بخار ها کردن کجا بود. هنوز مانده از تابستان چند روزی. اینها را توی دلم گفتم. همان وقت که دست هایش در دست هایم بود. فکر کردم دختر به این بزرگی خودش اینها را می داند. من برای چی تکرار مکررات کنم.سرش را چرخاند و گفت، پاییزو دوست دارم. خیلی خوبه...آمدم مثلا چیزی بگویم و حرفش را تایید کنم... نگذاشت. گفت، تا حالا دیدی کسی... چیزی... اینقدر قشنگ بمیره. اینقدر عاشقونه... اینقدر خوش رنگ... پاییز رو می گم ها... درختا... برگها... اصلا همه چیز...یک برگ دیوانه تر از خودش را از روی زمین برداشت. آخر یکی نبود بگوید برگِ دیوانه... زودتر از پاییز زرد می شوی برای چه؟گفت، من اینم. همون برگی که قبل رفتنت می میره. زودتر از همه... حتی زودتر از پاییز. ناتور دشت...ادامه مطلب

ما را در سایت ناتور دشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:49

توی صورتش زول زدم، گفتم ببین... هیچ ندارم. یک مشت کتاب، شعر و چند نقاشی ِ بدرد نخور و چند مجموعه عکس، از عکاسی اَم از طبیعت و خیابان های شهرمان. از من چه می خواهی؟ عشق؟ تنفر؟ زندگی از من چیزِ وحشتناکی ساخته. پُر ِ از تناقضم، پُر از تضادهای گوناگون. دیروز داشتم فکر می کردم واقعاً وجود و زندگی در اینجا چه فایده ای دارد؟ جز طبقه ی پایین و بالای جامعه، که همیشه وضعشان در همه ی حال و روزگارها یکی بوده است، طبقه ی وسط ِ جامعه در حال ِ له شدن است و -کم کم همه نه- دارد به سرعت می رود پایین... زیر ِ آب. عشق، زندگی، پول، سفر... کلمات خوشگل و خوبی اَند برای خودشان ولی...دیشب ناتور دشت...ادامه مطلب

ما را در سایت ناتور دشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 19:52

در آغاز کلام بود...

ناتور دشت...

ما را در سایت ناتور دشت دنبال می‌کنید

برچسب: آغاز کلام,آغاز کلام با شعر,آغاز کلام مجری,شعر آغاز کلام,در آغاز کلام بود,سلام آغاز کلام,متن آغاز کلام,دعای آغاز کلام,شعر برای آغاز کلام,شعری برای آغاز کلام, نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 23:56

ساعت 4:46 صبحه. میخواستم پست بنویسم! خیلی خوابم میاد...

ناتور دشت...

ما را در سایت ناتور دشت دنبال می‌کنید

برچسب: آخرش نشد مرتضی پاشایی,آخرش نشد مرتضي پاشايي,نشد آخر بمیرم از فراقت,آخرش نشد, نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 23:56

نذار این همه بیریختیِ و کرختیِ دنیا اون عشقِ توی وجوذتو از بین ببره. نذار وجودتو خالی کنه. نذار هیچ بشی. نذار که بدیها توی دلتو خالی کنن...

ناتور دشت...

ما را در سایت ناتور دشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 23:56

صفحه بندی